شرکت در یک حرکت جمعی و در یک فضای مجازی بدون آنکه شناختی عینی از همکاران و مدیران مربوطه داشته باشی اما خود را ملزم بدانی که تابع نظرات و در خواستهای آنها باشی تجربه و حکایت جالبی است.من که شخصا لذت بردم.تلاش و جستجو برای لینک دادن به مطلبی در خور و در عین حال تازه تنها و تنها با انگیزه ی بهتر شدن سایتی که یک عضو ساده ی آن هستی زیبا ست .
همیشه از حذف شدن لینکهایم ناراحت و یا عصبانی می شدم و از دیدن عددی که در کنار گزینه پیام در زیر لینک خبری قرار داشت خوشحال می شدم.
همیشه مترصد این بودم تا داغترین و تازه ترین اخبار در بلاگ نیوز لینک داده شود.به همین خاطر انواع خبر گزاریها را در هر چند دقیقه بار ها و بارها Refreshمی کردم تا مبادا خبری داغ و مهم از دستم در برود.
خوشحالم که هنوز همین حس و حال را دارم و این یعنی هنوز به بلاگ نیوز که آغازین تجربه من برای شرکت در یک کار گروهی بزرگ(آری بزرگ و در سطحی بین المللی) است وفادار مانده ام.این وفاداری به من اعتماد به نفس می دهد.
من امیدوارم این راه به تجربه های نوین بیانجامد و تمرینی باشد برای درک متقابل و تحمل عقاید و سلایق مختلف در یک محیط مجازی که نشانی از واقعیات بیرونی دارد.
این مهم با تدبر و ابتکار مدیران بلاگ نیوز و طراحی و راه اندازی انجمن بلاگ نیوز بعدی دیگر یافت و عقاید مختلف می توانند خواستها و تمایلات خود را به طور مستقیم و از طریق شرکت در بحثهای گونا گون مطرح نمایند و تنها با لینک دادن به ابراز عقیده و بیان نظر خود نپردازند.
باز هم جان انسانهایی که بیگناه پر کشیدند
باز هم سهل انگاری
به هر حال انرژی هسته ای حق مسلم ماست
با خودم فکر کردم که تا همین ۲۰۰ سال پیش ذوق و هنر ایرانی کجا بود و حالا کجا؟
این همه انحطاط و سقوط چرا؟
من قبلافکر می کردم اگر عظمت دوران هخامنشیان و ساسانیان دیگر تکرار نشدنی است به این خاطر است که اصالت ایرانی با هجوم اقوام مختلف خدشه دار شده است.اما با تماشای شکوه هنر ایرانی در دوره قاجار متوجه شدم که آن عظمت و شکوه نه برخاسته از اصالت ایرانی که متاثر از غنای فرهنگ ایرانی است.فرهنگی که یونانی و عرب و ترک و مغول را هم شیفته و وامدار خود ساخت.
چرا الان چنین نیست؟
چرا دروغ که زمانی در فرهنگ ایرانی در ردیف دشمن و خشکسالی بود الان در مقام زرنگی و به قول عامیانه یک نوع تیز بازی است؟!
چرا فریب و نیرنگ قسمتی از جزء جدا ناشدنی روش کسب و کار شده است.فروشنده و سرویس دهنده و مشتری و کار فرما همه و همه برای اخذ منافع بیشتر به هم نارو می زنند و در مقام توجیه می گویند که اگر اینگونه عمل نکنی سرت کلاه خواهد رفت.
نمی دانم به کدامین سوی می رویم...